|
|
|
|
عضو فعال شورای اسلامی گریوده
درخت همیشه سبز گریوده
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پدرام رحمانزاده گروی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این شب مردم به پشت بامها رفته و بوته گونی که قبلا آماده کرده اند را به طنابی بسته و آنرا آتش زده و به دور سر خود می گردانند و اصطلاحا به آن ( هل وله شو ) می گویند همچنین خانمهای روستا به سر چوب پارچه ای می پیچند و به صورت مشعل سر چشمه ها و مزارها روشن میکنند و این یاد آور جشن پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک می باشد که او پیروزی خود بر ضحاک را بوسیله آتش از بالای کوه به اطلاع مردم رسانید. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پدرام رحمانزاده گروی
|
|
||
|
|
|
|
|
برو تو در بالا كوه لطف خدا را بوين از بابل تا گريوه كوه منطره ها را بوين گريوده: شمال ون به آنون لارك شونه آُسمون ورزنه حد شرقي نشل ونه به غربي قشنگ آب و هوا گريوده داگشا آنون شونه سيا كوه خردكته پشت كوه وقتي اسايي بالا همه جا هسه پيدا قشنگ آب و هوا گريوده داگشا طبق قرار هر سال سوم ماه بهار طايفه گروي تبار وننه شه كوچ بار قشنگ آب و هوا گريوده داگشا گروي پر كار اننه فصل بهار صحرا هسته لاله زار همديگر بونه ديدار قشنگ آب و هوا گريوده داگشا وقتي امونه كوچ بار همه بينه مال سوار نشلي و و ورزني مشهور بينه گروي قشنگ آب و هوا گريوده داگشا داينه نود خانوار همه هستنه برار خش ارتباط صميمي آقامنش عاطفي قشنگ آب و هوا گريوده دلگشا اونتا گت آقا دار بااون همه شاخه سار دائم هسته سبزه زار يعني كه در روزگار قشنگ آب و هوا گريوده داگشا هرسا ل فصل تابسون به ياد بود رفتگون مراسم ياد بود برپا كننه مردم سينه زن و عزادار شونه بسمت مزار قشنگ آب و هوا گريوده داگشا حموم داينه قديمي بساته سعادتقلي و دراصل بيه گروي سرشته يادگاري قشنگ آب و هوا گريوده داگشا گروي بينه پهلون وقتي امونه ميدون ترس كردنه ياغيون وشونه نوم قربون قشنگ آب و هوا گريوده داگش ا شه وطن شه سره شه خنه بمومي امه رنج وزحمت هدا ميوه تلفن بمونه امه گريوده گليره درد نيار ونگ وا نكن گوشي ره دست بيير تلفن هكن قشنگ آب و هوا گريوده دلگشا {با تشکر از شورای روستای گریوده} تهيه و تنظيم اين وبلاگ پدرام رحمانزاده |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پدرام رحمانزاده گروی
|
|
||
|
|
|
|
|
{درود بر گریوده سلام بر گروی} گریوده یکی از روستا های کهن در دل رشته کوه البرز چون گوهری گرانبها بر تارک هرم بندپی می درخشد این روستای کوهستانی و قدیمی از ابتدا به همین نام بوده است . استاد عمید در لغت نامه خود گریوده را منطقه ای با راههای صعب العبور معنی می کند ونیز یکی از شعرای صاحب نام در اشعار ش نام گریوده را بکار برده : یکی در کریوه زسرما بمرد که از کاهلی جامه با خود نبرد گریوده هم اکنون بیش از (۹۰) خانوار دارد و بخاطر وجود آب و هوای مناسب برای زندگی تابستانی مشتا قانی فراوان دارد. این روستا با شهر بابل حدود (۱۲۰) کیلومتر فاصله دارد. این روستا از شرق به روستای ورزنه و از غرب به روستای نشل و از شمال و جنوب به رشته کوه البرز محدود است در گذشته سکان داران این روستا بزرگانی چون کربلایی سلمان ـ کربلایی کوچک ـ خانگل ـ قدیر ـ بابا گل ـ یحیی و سعادتقلی و........ بودند که با موقعیت ویژه در روستا روزگار میگذراندند. گفته اند که حمام این روستا قدمت بیش از (۱۳۰) سال دارد که توسط شادروان مرحوم (سعادتقلی) با ابتدائی ترین مصالح روز ساخته شده است. در این روستا مدانی بزرگ قد برافراشته اند بزرگمردانی چون حاج محمد علی جانی با استفاده از ارادهء خود و نظر خداوندی دسته گردونهء عمرانی این روستا را به دست گرفته و با مدیریت خود بر هیاءت عمرانی این روستا (حشمتالله گل زاده و حاج غلامرضا طهماسبی و غلامحسین برارزاده) در زمانی اندک این روستا را از امکانات رفاهی روز مجهز ساخته و رفاه نسبی را در زندگی مردم این روستا به ارمغان آوردند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پدرام رحمانزاده گروی
|
|
||